مروری بر ۳۴ سال جنایت و خیانت دولت آمریکا علیه مردم ایران(۱)
چرا شعار مرگ بر آمریکا را فرياد مي‌زنيم؟
چرا شعار مرگ بر آمریکا را فرياد مي‌زنيم؟
 

تبعید امام خمینی به ترکیه در ۱۳ آبان ۱۳۴۳، کشتار دانش‌آموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران و تسخیر سفارت امریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، سه رویداد متفاوت بودند، ولی هر یک در شکل دادن به حرکت انقلاب اسلامی نقش خاصی ایفا کردند.
هویت هر سه رخداد، مبارزه با استکبار و عوامل آن است و به همین دلیل این روز «روز ملی مبارزه با استکبار» نامیده می‌شود.
هر یک از حوادث تاریخی یوم‌الله ۱۳ آبان خود به تنهایی سرفصل نوینی از صف‌آرایی"جبهه سلطه و استکبارجهانی" در مقابل جبهه حق و حقیقت و مبارزه بی‌امان ملت ایران علیه ام‌الفساد جهانی، شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار به شمار می‌رود. یوم‌الله ۱۳ آبان‌ماه و حوادث تاریخ‌ساز سه‌گانه آن همراه با مقاومت و پایداری شکوهمند ملت ایران برابر جبهه متحد استکبار در ۳۵ سال گذشته زمینه‌ای شد تا جامعه بشری با عبور از دهه آغازین هزاره سوم شهادت دهد امواج انقلاب و بیداری اسلامی ناشی از انقلاب اسلامی است.
به گزارش تسنیم، امروزه به گواه تاریخ و تجربه‌های سخت و گران‌قیمت بشری به درستی اثبات شده، ایالات متحده آمریکا بارها و بارها با اتخاذ تصمیمات یک‌جانبه، غیرمنطقی و منفعت‌طلبانه با نادیده گرفتن عقلانیت و خردجمعی و به دور از هرگونه قاعده و پایبندی به اصول و قوانین حاکم بر نظام بین‌الملل و اصول اخلاقی و انسانی و فقط مطابق میل، سلیقه و منافع سیاسی لابی‌های قدرت خود با سلطه‌گری و خوی استکباری خود منافی منافع بشریت و امنیت و صلح بین‌المللی در حرکت است.
مرور كوتاهي بر برخي جنايات و خيانت هاي دولت آمريكا بر ملت ايران گواه اين مدعاست:

کودتاى ۲۸ مرداد
کودتا برعلیه دولت مصدق را بیش از هر چیز باید در چارچوب منافع و اولیتهاى استراتژیک خاص آمریکا در دوران آغازین جنگ سرد بررسى کرد. در این دوران متوقف کردن نفوذ اتحاد شوروى در سراسر جهان دغدغه اصلى طراحان سیاست خارجى آمریکا به شمار مى رفت. به دنبال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و متلاشی شدن نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، دست امریکا برای دخالت در کلیه امور سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی – فرهنگی ایران باز شد. در اولین گام استعماری که، امریکا در ۶ آبان ۱۳۳۲ با موفقیت برداشت؛ واگذاری کلیه اختیارات استخراج، حمل و فروش نفت ایران به کنسرسیوم بین المللی بود. در این میان، شرکت های امریکایی چهل درصد سهام کنسرسیوم را تصاحب کردند. از طرف دیگر مجلس شورا در ۳۰ مهر ۱۳۴۴، سند اسارت ایران را با تصویب پیمان نظامی بغداد امضا کرد و به موجب ماده واحده ای، لوایحِ دکتر مصدق را بر خلاف قانون اساسی تشخیص داد و ملغی اعلام کرد.

غارت منابع ایران در زمان شاه
رژیم شاهنشاهی ایران از سال ۱۳۴۲ باطرح و اجرای اصلاحات ارضی و تلاش برای دستیابی به تمدن بزرگ دام کوشیدند جهش نوین را برای دگرگونی اجتماعی را آغاز کنند . در اواسط سال ۱۳۵۵ قراردادی میان دو کشور ایران و آمریکا بسته شد که حجم مبادلات کالای ایران و آمریکا را درسال ۱۳۵۹ به ۴۰ میلیارد دلار می رساند و ایران را به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای مصرف آمریکا تبدیل می کرد.

انقلاب اسلامی و شعار مرگ بر آمریکا
با شکل‌گیری انقلاب اسلامی روابط دوکشور وارد دوران جدیدی شد و مردم ایران همسو با حکومت منتخب خود به مقابله با سلطه آمریکا پرداختند. اولین موج مخالفت‌ها با آمریکا از پیروزی انقلاب تا سیزدهم آبان ۱۳۵۸ نمایان شد. در این مرحله آمریکا در امور داخلی ایران دخالت می‌کرد و می‌خواست انقلاب را به شکست برساند، اما مردم علیه آمریکا حرکت کردند.سرانجام با توجه به این‌که آمریکایی‌ها به هیچ شکلی به اعتراضات مردم و دولت ایران در مورد دخالت‌هایش توجه نمی‌کردند و شاه مخلوع ایران هم از سوی دولت ‌آمریکا پذیرفته شده بود، سفارت آمریکا در تهران در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ توسط گروهی از دانشجویان تصرف شد و کارکنان آن به گروگان گرفته شدند. این امر تجربه‌ای تلخ برای کارتر و دولتمردان آمریکایی بود و آنها ابتدا سعی کردند با اقدامات دیپلماتیک ماجرا را به نفع خود حل کنند.

عملیات طبس
دولت آمریکا در انتخاب بعدی، اقدام نظامی را در ایران در نظرگرفت اما عملیات نظامی آمریکا در سحرگاه سوم اردیبهشت ۵۹ در طبس با شکست مواجه شد.

کودتاى نوژه
پس از واقعه تسخیر لانه جاسوسی و تقویت خط مشی ضد امپریالیستی انقلاب،سیاست دولت آمریکا بر سرنگونی دولت جمهوری اسلامی قرار گرفت.در این راستا کودتای ۱۸ تیر ۱۳۵۹ معروف به نوژه بزرگترین و دامنه دارترین تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی به شمار می رود. در طرح عملیات قرار بود مراکز مهم قدرت همچون بیت امام، پادگانهای اصلی سپاه و رادیو تلویزیون توسط هواپیماهای جنگی بمباران شده و با خاک یکسان شود و سپس نیروی زمینی کودتا که برخی از واحد های زرهی ارتش را نیز با خود داشت وارد عمل شود و هر نوع مقاومت در برابر کودتا را از بین ببرد.

قطع روابط از ناحیه آمریکا بود
سرانجام واشنگتن تحریم‌هایی علیه ایران وضع کرده، روابط خود را با ایران قطع کرد و اموال ایران را بلوکه ساخت.کارتر نتوانست نظر مردم آمریکا را برای بار دوم به خود جلب کند و چند ماه بعد، جای خود را به رونالد ریگان داد.

جنگ تحمیلی با حمایت آمریکا
ریگان نیز دست از سیاست خصمانه علیه ایران برنداشت و سیاست براندازی انقلاب ایران از طریق جنگ را در پیش گرفت و معتقد بود جنگ پایه‌های نظامی، اقتصادی و مالی جمهوری اسلامی را در منطقه ضعیف می‌کند و در نهایت باگذشت زمان جمهوری اسلامی ساقط می‌شود.آمریکا در جریان جنگ ایران و عراق اقدامات متفاوتی از جمله اعطای کمک‌های نظامی و تسلیحاتی فراوان به عراق انجام داد، اما در نقطه‌ای سال ۱۳۶۵ سعی کرد با طرح ماجرای ایران کنترا روابط را با ایران بهبود ببخشد که این امر حاصلی جز رسوایی برای دولتمردان این کشور نداشت.
سال ۶۶ ، آمریکا در جنگ دریایی با ایران و حمله به پایانه نفتی رشادت و رسالت، کشتی تجاری ایران ارج و در نهایت انهدام هواپیمای مسافربری ایران در تیر ۶۷ ، اوج خصومت خود را با ایران نشان داد و سرانجام ایران در تیر ۶۷ قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و جنگ پایان یافت.
پس از پایان جنــگ عراق با ایران، تصور آمریکایی‌ها این بود که دولت ایران برای بازسازی مجدد به غرب و آمریکا مراجعه خواهد کرد و عملا سیاست‌هایش را نسبت به آنها تعدیل خواهد کرد، اما این‌گونه نشد.

شلیک به هواپیمای مسافربری ایران
در آخر جنگ، هواپیمای مسافربری ما را در آسمان خلیج فارس افسر آمریکائی با موشکی که از ناو جنگی شلیک کرد، ساقط کرد. قریب سیصد نفر مسافر در این هواپیما بودند، که همه‌شان کشته شدند. بعد به جای اینکه آن افسر توبیخ شود، رئیس جمهور وقت آمریکا به آن افسر پاداش و مدال داد. ملت ما اینها را فراموش کند؟ میتواند فراموش کند؟

براندازی از درون
در سال ۱۳۶۸ بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) رحلت کرد و در آن زمان دولت آمریکا امیدوار بود با ایجاد بحران جانشینی، پس از امام در کشور اختلاف ایجاد و در نهایت کشور فرو بپاشد که بازهم به نتیجه نرسید.
از این رو مرحله سوم دشمنی آمریکا با ایران از سال ۶۸ تا سال ۸۸ آغاز شد. دولت کلینتون سال ۷۲ روی کار آمد، ولی هیچ‌گونه تغییری در سیاست آمریکا نسبت به ایران نداد و سال ۷۳ تحریم‌های همه جانبه را علیه ایران وضع کرد در نهایت قانون داماتو در کنگره آمریکا تصویب شد که براساس آن هر شرکتی که در ایران سرمایه‌گذاری می‌کرد از امتیازات بانک‌های آمریکایی و بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری در بازار مالی ایالات متحده منع می‌شد.

محور شرارت کردن ایران و صدور قطعنامه‌های پی در پی
بعد از دوران کلینتون در دوران بوش پسر، وی نیز به بهانه از بین رفتن برج‌های دو قلو و مبارزه با تروریسم فصل نوینی را در سیاست خارجی این کشور گشود و نه تنها انعطافی در مواضع کشورش در قبال ایران نداد، بلکه ایران را در محور شرارت قرار داد. پس از آن آمریکا که از سال ۷۷ نسبت به دستیابی ایران به سلاح‌های کشتار جمعی اظهار نگرانی می‌کرد به این رفتار خود شدت بخشید وسرانجام پرونده هسته‌ای ایران را به شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برد.با روی کار آمدن دولت نهم سال ۸۴ و موضعگیری‌های رییس‌جمهور جدید موجب شد دولتمردان آمریکا یکی از سخت‌ترین مواضع خود را علیه ایران اتخاذ کنند. برنامه هسته‌ای مسئولان، روابط ایران و آمریکا را چنان تحت تاثیر قرار داد که آمریکا پرونده ایران را از آژانس به شورای امنیت برد و به صورت پی‌درپی سه قطعنامه علیه ایران صادر شد.همچنین شروع مجدد غنی‌سازی در نیروگاه نطنز و ساخت تاسیسات هسته‌ای دیگر موجب تقابل بیشتر دو کشور شد تا جایی که حتی چنـد دور مذاکرات مستـقیم مــحدود نمایندگان دو کشور در عراق بر سر مسائل امنیتی این کشور نیز نتوانست تاثیری بر نزدیک شدن دیدگاه‌های دو کشور نسبت به یکدیگر شود.

اوباما و ادامه جنگ افروزی های بوش
با روی کار آمدن باراک اوباما سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) وی تلاش کرد نشان دهد می‌خواهد از شیوه برخورد دولت جورج بوش فاصله بگیرد و سیاست گفت‌وگو با ایران را در پیش بگیرد، اما در عمل همان سیاست‌های رفتاری را دنبال می‌کرد. او در نخستین روز ریاست جمهوری خود خطاب به ایرانیان گفت دستانش را به سوی آنها دراز کرده اما گذشت زمان نشان داد این دستان دراز شده چیزی جز تشدید تحریم‌ها و سیاستی که در غرب از آن به سیاست چماق و هویج یاد می‌شود، در پی نداشت. در عین حال، طی سال‌های گذشته آمریکا بحث براندازی از درون را به ‌عنوان اصلی‌ترین برنامه خود در قبال ایران در پی گرفت و این مساله را با استفاده از گسترش تحریم‌ها و پیگیری بحث هسته‌ای دنبال کرد.
حال با انتخاب مجدد اوباما در کاخ سفید موضوع گفت‌وگوهای دوجانبه با ایران مطرح شده است و آمریکا آن را راه حلی برای پایان دادن به چالش هسته‌ای ایران عنوان می‌کند. این درحالی است که به نظر می‌رسد اوباما همچنان با سیاست تشدید تحریم‌ها و همراه کردن کشورهای بیشتری سعی خواهد کرد با زبانی نرم و با ترساندن اروپا و کشورهای منطقه از حمله نظامی اسرائیل به ایران یا ایجاد یک درگیری نظامی گسترده در خلیج فارس، کار خود را از طریق فشارهای اقتصادی پیش ببرد.