انتصاب اطرافیان مدیر از منظر امام علی (ع)
انتصاب اطرافیان مدیر از منظر امام علی (ع)
|
یادداشت مهمان رویش نیوز- محمدرضا خوشاب: همزمان با روي کار آمدن دولتي جديد، نظام و ساختار منابع انساني حکومتها، شاهد تحولاتي بنيادين است که شايد بتوان اين تغييرات را -که بعضا ساختارشکنانه نيز هست- ، اجتناب ناپذیر ویا حتی بديهي تصور کرد. متعارف اين است که هر مدير، اعم از خرد و کلان، خود را ذي حق مي داند که بازوهاي مديريت تحت کنترل خويش را به شخصه انتخاب کند و فرداي روز نسبت به عملکرد ايشان خود پاسخگو باشد که اگر اينگونه نشد و مهره اي را قهراً و جبراً بر سيستم مديريت وي تحميل کرديم، مستحق نخواهيم بود که شخص مدير را به محکمه بکشانيم و تفتيش عملکردش کنيم. حالا در اين ميان عده اي به دليل حب به ايام ماضي و بغض به روزگار حال، لب به انتقاد گشوده و دولت کنوني را متهم به حرکت "بولدوزري" مي کنند؛ شايد اين جماعت به دليل صغر و يا کبر سن، اطلاعات تاريخي صحيحي از تغييرات مديريتي در سنوات گذشته، نداشته و يا دچار فراموشی شده اند؛ لازم به يادآوري است که اين بولدوزر، سالهاست که در کشور ما بر اساس یک تصاعد حسابی چهار و یا هشت ساله مشغول جولان می باشد و تفاوت، تنها در سائق و مسير حرکت آن است. که البته از نظر نگارنده اين سطور، چنين حق مديريتي براي تمامي دول گذشته ، حال وآينده محفوظ است. در نظام مديريت اسلامي من باب انتخاب اطرافيان مدير مباحث بسياري مطرح شده. کتاب و سنت ابتداي امر در مورد گزينش اطرافيان و کارگزاران مدير، شاخص هاي فراوني مطرح کرده و سپس در مورد عواقب انتخاب اطرافيان نالايق هشدارهای فراوانی داده است؛ آن چنان که در مهمترين سند راهبردي مديريت اسلامی، يعني عهدنامه مالک اشتر، کرارا به اين مهم توجه ويژه اي مبذول شده است ؛ اما نکته جالب توجه اينجاست که امام (ع) در اغلب موارد، حق انتخاب اطرافیان را به شخص مدير تفويض می کنند . در اين ميان اين مدير است که به صلاحديد و حتي ميل و رغبت شخصي خود، دست به انتخاب اطرافيان و کارگزاران خود بزند. نامه اي از اميرمومنان علي (ع) به قيس بن سعد موجود است که ابراهیم بن محمد ثقفی در کتاب الغارات گزارش آن را اينگونه نقل مي کند: لَمَّا قُتِلَ عُثْمَانُ وَ وُلِّيَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ دَعَا قَيْسَ بْنَ سَعْدٍ فَقَالَ: «سِرْ إِلَى مِصْرَ فَقَدْ وَلَّيْتُكَهَا وَ اخْرُجْ إِلَى رَحْلِكَ (الى ظاهر المدينة) فَاجْمَعْ فِيهِ مِنْ ثِقَاتِكَ وَ مَنْ أَحْبَبْتَ أَنْ يَصْحَبَك» زمانی که عثمان کشته شد و علی بن ابیطالب (ع) به ولایت و خلافت رسید، قیس بن سعد بن عباده را فراخواند و به او فرمود: «به سوی مصر حرکت کن که تو را بر آن والی گردانیدم، و پشت به مدینه حرکت کن و افراد مورد اعتماد و هر آنکه دوست داری که همراهت باشد را گردآور*» آنچنان که در فرازي از نامه مذکور مشاهده مي شود، امام پس از توصیه به معتمد بودن همراهیان قیس، لفظ "أحببت" را براي انتخاب اطرافيان به کار برده اند. از بار معنايي "حب" چنين برداشت مي شود که حضرت به دليل اعتماد و احترام به کارگزار خويش و همچنين موفقيت آینده وي در دوران مديريتش، دست وي را در انتخاب اطرافيان تا اين حد باز گذارده که با به کاربردن عبارت قابل تامل "هر آنکه دوست داری که همراهت باشد"، چنين آزادي رأيی را برای انتخاب، در اختيار مدير تحت امر خويش قرار مي دهد. |