شوخ طبعی یک رزمنده تالحظه آخر +تصویر
شوخ طبعی یک رزمنده تالحظه آخر +تصویر
ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود روی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشوسپری میکرد ازش پرسیدم این لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت:
از مردم کشورم میخوام وقتی برای خط
کمپوت میفرستن.عکس روی کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف
بهتری بگو با همون طنازی گفت.. آخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده …
منبع:انقلاب نیوز
منبع:انقلاب نیوز
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 9:38 توسط یوسفی - بابازاده
|