از اقتصاد رابین هودی تا واردات چوب بستنی !

* علی لاریجانی در همایش حکمت مطهر(1391/2/12): یکی از کالاهای وارداتی کشور ما در شرایط فعلی چوب بستنی است که سالانه 80 میلیون دلار واردات از کشور آلمان داریم.
* علی لاریجانی در همایش مدیران قرارگاه خاتم الانبیاء(1391/9/23): ما حتی سالانه در حدود 80 میلیون دلار چوب بستنی از آلمان وارد میکنیم.
خطابههای آقای علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی از یک ویژگی منحصر به فرد برخوردار بوده و آن اصرار بر تکرار واژه پردازیهای بدیع است؛ اینکه جناب لاریجانی برای طعنه زدن به سیاستهای وارداتی در کشور،مداوماً از کلید واژه «چوب بستنی» بهره گرفته و با اتکا به اصل تکرار و تلقین در گفتمان سازی، در هر مجمع و همایشی، واردات «چوب بستنی» را بر سر اقتصاد ایران میکوبد، شیوه بدیعی است که تنها از سوی رئیس مجلس اعمال میگردد و در این رابطه ذکر چند نکته لازم به نظر میرسد:
1- برخلاف نظر آقای علی لاریجانی در مورد واردات چوب بستنی که هر چند ماه یکبار در مجامع عمومی از سوی ایشان و با ادبیاتی مشابه تکرار میشود، براساس آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامیایران، کارخانههای تولید بستنی کشور (در بخش خصوصی و نه دولتی) در 12 ماهه سال 1390، حدود 42 میلیون دلار(و نه 80 میلیون دلار) چوب بستنی از کشور چین (و نه آلمان) وارد کردهاند و در مقابل این حجم از واردات، که کمتر از 8 صدم درصد از کل واردات کشور است، تولیدکنندگان بستنی کشور بیش از 900 میلیون دلار بستنی تولید کردهاند که حدود 200 میلیون دلار آن به کشورهای همسایه صادر شده است. جهت استحضار رئیس مجلس نیز ذکر این نکته لازم به نظر میرسد که اصولاً چوب مناسب و استاندارد برای تولید چوب بستنی صرفاً در 2 کشور روسیه و استرالیا تولید میشود که بخش مهمی از این چوب به کشور چین منتقل شده و پس از آن است که غالب تولیدکنندگان بستنی در جهان، چوب بستنی مورد نیاز خود را از کشور چین وارد میکنند. اینکه چرا تولیدکنندگان بستنی در اقصی نقاط دنیا و از جمله ایران به سمت خودکفایی در موضوع تولید چوب بستنی نرفتهاند ریشه در اصل بدیهی محاسبه هزینه-فایده در اقتصاد دارد که ترجیحات فایدهگرایانه بستنی سازان بخش خصوصی کشور را به سمت واردات چوب بستنی هدایت میکند و دولت نیز امکان تکلیف قانونی به آنان را در خصوص خودکفایی در تولید چوب بستنی ندارد!
2- آقای علی لاریجانی که منتقد سیاستهای وارداتی کشور است ظاهراً از یاد برده که اتفاقاً طی سالهای اخیر این مصوبات مجلس بوده که مسیر واردات کالا به کشور را تسهیل و هموار نمودهاند؛ از ماده 33 برنامه چهارم تا طرح مجلس هشتم برای کاهش تعرفه واردات خودرو، همواره این مجلس بوده که چتر حمایتی خود را بر سر واردکنندگان بخش خصوصی گسترده است.بد نیست رئیس مجلس به جای خطابهسرایی زنجیرهای در امر «چوب بستنی»، پای صحبت وزرای سابق و لاحق حوزه صنعت و تجارت بنشیند تا متوجه شود که یکی از مسائل جدی آنان همواره پاسخگویی به آن دسته از نمایندگان مجلس بوده که دست در دست واردکنندگان کالاها از جمله خودرو به دفتر وزرای صنعتی و بازرگانی مراجعه کرده و خواستار تسهیل واردات بودهاند که بعضاً اگر هم به نتیجهای دست نمییافتند تیغ سؤال و استیضاح را روی وزیر مربوطه آخته میکردند. آقای علی لاریجانی نیک میدانند ماده 33 برنامه چهارم توسعه، دست دولت را برای مدیریت واردات بسته است. طبق این ماده دولت فقط با استفاده از ابزار تعرفه و آن هم در شرایط دامپینگ می تواند به عرصه مدیریت واردات وارد شود. در بند ز ماده 33 برنامه چهارم تصریح شده است دولت برای کنترل واردات صرفاً باید از ابزارهای تعرفهای استفاده کند ضمن آنکه برای آماده سازی اقتصاد ایران برای ورود به سازمان تجارت جهانی(WTO) دولت مکلف شده همین موانع تعرفهای را هم به تدریج حذف کند تا موضوع واردات به مکانیزم بازار و شبکه عرضه و تقاضا سپرده شود. پیام آشکار این سیاست مصوب مجلس شورای اسلامی آن است که دولت نباید واردات را مدیریت کند! درواقع بخش مهمی از داستان افزایش واردات طی سالهای اخیر به دلیل مصوبات مجلس بوده که بر مبنای آن اصولاً دولت نمیتوانسته با واردات برخورد کند.
3-آقای علی لاریجانی غیر از موضوع چوب بستنی علاقهمندیهای دیگری هم در حوزه اقتصاد دارد که خواندنی است.رئیس مجلس سال گذشته در جمع فعالان اقتصادی شهر قم، عدالت مورد نظر دولت را «پول پاشیدن میان مردم» نامید و مدتی بعد نیز در جریان بازدید از یک خبرگزاری، سیاستهای اقتصادی دولت را «اقتصاد رابین هودی» خواند که به نظر میرسد این دو کلید واژه بدیع رئیس مجلس یعنی «پول پاشیدن» و «اقتصاد رابین هودی» بهتر از کلید واژه «چوب بستنی» بتواند دغدغههای آقای علی لاریجانی را در حوزه اقتصاد آشکار سازد. مرور گفتارهای اقتصادی رئیس مجلس، آشکارا حکایت از آن دارد که وی معتقد به مکتب «تقدم تولید ثروت بر توزیع ثروت» است و از این منظر است که سیاستهای دولت نهم و دهم نظیر هدفمندی یارانهها که تولید و توزیع همزمان ثروت را دنبال میکند با عباراتی نظیر «پول پاشیدن میان مردم» یا «اقتصاد رابین هودی» توصیف میکند و اتفاقاً مسئله اصلی نیز در همین جا شکل میگیرد. اختلاف رویکردهای آقای علی لاریجانی و دولت نهم و دهم را نباید در موضوعاتی چون «واردات چوب بستنی» دنبال کرد بلکه تضاد اصلی در این صحنه، تفاوت میان مؤلفههای گفتمان بازارگرایی و جامعه گرایی است.آقای علی لاریجانی و همفکرانش به عنوان مدافعان «گفتمان بازارگرایی» که معتقد است همزمانی تولید ثروت با رفع نابرابریهای درآمدی، فرایند توسعه را مختل میسازد در موضع تقابل با گفتمان جامعه گرای دولت دهم قرار دارند که معتقد است اصولاً تولید ثروت در جامعهای که شکافهای طبقاتی در آن فرصتهای اقتصادی را از دست آحاد مردم دور ساخته، شکل نخواهد گرفت. بنابراین «چوب بستنی» بهانه است. مسئله اصلی، تقابل بر سر «اقتصاد رابین هودی» است!
(منبع خروش ملت)